معين الدين محمد زمچى اسفزارى

مقدمه 16

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

اعراب ( 32 ه . ) تا سال بيست و پنجم از سلطنت ابو الغازى سلطان حسين ميرزا بايقرا ( سال 899 ه ) كه سال پايان تأليف اين كتاب است . حكايات تاريخى و ذكر وقايع و حوادثى كه در زمان مؤلف و در اثناء تأليف اين كتاب در شهر هرات و ديگر اماكن خراسان اتفاق افتاده شده است . تاريخ ملوك غور و آل كرت و شرح وقايع ايام سلطنت امير تيمور گورگانى و اخلاف او تا سال پايان تأليف اين كتاب ( 899 ه ) . عظمت و جلال تختگاه هرات در عهد سلطنت آل كرت ، سلطان شاهرخ ميرزا ، و سلطان حسين ميرزا بايقرا ، و تفصيل جنگها و كشمكشهاى شاهزادگان گورگانى بر سر تاج‌وتخت خراسان پس از مرگ شاهرخ ميرزا . هيمنه و شكوه دربار هرات و عظمت و آبادانى آنشهر در عهد سلطان حسين ميرزا بايقرا و اجتماع امراء و ملوك صاحبان طبل و علم ، و سخندانان شعراء ، نويسندگان ، هنرمندان در دربار آن پادشاه هنرپرور دانشگستر . 4 - سرزمين مقدس ، پربركت ، پرجمعيت ، آبادان و مردخيز خراسان در تاريخ عمومى ايران داراى مقامى بس بلند و پايگاهى ارجمند مىباشد . اين سرزمين در روزگار كهن مهد دانشمندان خردمندان و رهبران اجتماعى سترگ و شهرياران و جهانداران و كشورگشايان بزرگ بوده ، و ميدان دلاوران و تهمتنانى است كه صفحات تاريخ ايران باستان را زينت ميدهند . در نامه سالخورده باستانى ( اوستا ) خراسان يا ايران شرقى بنام ( ايران ويج ) يا ( ايران وئجه ) ناميده شده است ، و كلمه ( ويج يا وئجه ) با قطع نظر از هرتفسيرى كه از آن شده تا هم‌اكنون در زبانهاى بومى بسيارى از نواحى قديمه ايران مانند : خوزستان لرستان و بعضى نواحى فارس به شكل ( وج ) بمعنى ( اصلى و طبيعى ) استعمال مىشود ، بنابراين خراسان يا ايران شرقى را ايران اصلى و طبيعى ميدانسته‌اند . در آغاز تاريخ ايران اسلامى كلمه ( ايرانشهر ) بر خراسان ( ايران شرقى ) بيشتر تبادر و انصراف داشته و اطلاق ميگرديده است ، و غالبا ايران جنوبى ( كنونى ) را بنام ايالات : فارس ، خوزستان ، طبرستان ، و عراق ميناميده‌اند . ابو شكور شاعر ماوراء النهرى خراسانى قصيدهء را كه هزار و اند سال پيش در مدح و ستايش پادشاه خراسان نوح سامانى - كه قلمرو فرمانروائيش فقط شهر بخارا